بازی آنلاین

بازی ارتش سیاه پوش

بازی ارتش سیاه پوش

😋😋😋🙄🙄🙄😏😇🤗 :: پسری از نسل آدم

پسری از نسل آدم

پسری از نسل آدم

پسری از نسل آدم

پسری از نسل آدم

مشخصات بلاگ
پسری از نسل آدم

پسری از نسل آدم👱👱👱

کلمات کلیدی
بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۶/۱۲/۰۷
    🙂
محبوب ترین مطالب
  • ۹۶/۱۲/۰۷
    🙂
  • ۹۶/۱۲/۰۷
    🎙
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۶/۱۲/۰۷
    🙂
آخرین نظرات
  • ۷ اسفند ۹۶، ۲۰:۲۱ - جناب قدح
    :)
  • ۷ اسفند ۹۶، ۱۶:۱۷ - قـ د ح
    سلام :)
  • ۷ اسفند ۹۶، ۰۰:۰۴ - قـ د ح
    سلام :)

😋😋😋🙄🙄🙄😏😇🤗

دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۰۹ ق.ظ
پ ن پ
پ ن پ

لامپ اتاقم سوخته بابام اومده میگه میخوای عوضش کنی؟؟؟؟؟؟ پ ن پ میخوام بهش پماد سوختگی بمالم خوب شه …….. خخخخخخخ

……………………………………………………………………..

تو خونه همسایه صدای گریه و زاری می اومد

داداشم میگه آشناهاشون مرده

میگم پ ن پ گریشون به خاطر دفع آب زیاده بدنشون که اینطوری زود تر دفع میشه!

…………………………………………………………………….

گوشیم رو سایلنت بوده روی میز ناهار خوری برام اس میاد داداشم می گه :می لرزه می گم :
پــــــــــــــ نــــــــــ پــــــــــ
خربزه خورده فکر اینجاشو نکرده

………………………………………………………………. ……

مرغ عشقم مرده. درحالی که پاهاش رو به بالاست افتاده کف قفس. دوستم اومده میگه: ااا مرغ عشقت مرد؟ پ ن پ کمر درد داشت، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس.

…………………………………………………………………….

رفتم یه قالب مرغ از تو فریزر درآوردم. دوستم میگه می خای بپزیش؟ مگم: پ ن پ خانوادش اومدن از تو سردخونه درش آوردم بدم ببرن دفنش کنن!

……………………………………………………………………..

تو خیابون از یه دختره خوشم اومد
بعد از کلی دردسر تونستم راضیش کنم آدرس خونشون رو برای امر خیر بده
بهم گفت حالا واقعا از من خوشت اومده ؟
پ نه پ شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید.

…………………………………………………………………….

تو بیمارستان بودم دکتر آمپول بیهوشی رو زد بعد بهم گفت آماده ی واسه عمل ؟ تا اومدم بگم پ ن پ بیهوش شدم و یه موقعیت از دست رفت…

……………………………………………………………………..

رفتم دندون پزشکی به دکتره می گم :
آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده اومدم حسابشو برسی!
دکتره می گه : یعنی می گی بکشمش؟
پ نه پ گفتم شما تحصیل کرده ای یکم نصیحتش کنی بلکم از خر شیطون بیاد پایین به راه راست هدایت شه !

……………………………………………………………………

شب خواب بودم بابام چراغ روشن کرد بیدار شدم گفت: ببخشید خاب بودی
گفتم آره
گفت: مسواک زدی
گفتم آره
گفت : چرا قارو خاموش کنم
گفتم آره
بعد گفت خاک توسرت سه تا پ نه پ رواز دست دادی فردا از ناهار خبری نیست

……………………………………………………………………..
*به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟ میگه از شوهرش؟ پ ن پ، چسبیده بود کف ماهیتانه کفگیر زدم جدا شد…
:)))

  • حسین علیزاده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی